sophia

"من سکوت خویش را گم کرده ام!"(شاملو)

sophia

"من سکوت خویش را گم کرده ام!"(شاملو)

بدون خودآگاهی واقعا باید گفت که جهان وجود نخواهد داشت، چه جهان فقط تا زمانی موجودیت می یابد که آن را روان خودآگاهانه منعکس کند یا خودآگاهانه توجیه نماید. خوداگاهی پیش شرط بودن است. (ک.ک.یونگ. ضمیر پنهان)

آخرین مطالب

بازگشت

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۸ ق.ظ

ظاهرا نمی شود در دنیای مجازی نبود. به جز ادرس های مربوط به صندوق های پستی ام، هر صفحه یا اکانتی که در این دنیای مجازی متعلق به خود میدانستم، پاک کردم. از حذفشان چندان متاثر نیستم. اما همانطور که شرایط بر ما تحمیل کرده، نمی توان در این مجازستان آدرسی و مکانی متعلق به خود نداشت. فضای میهن بلاگ برای من اشناتر و خودمانی تر است؛ اما متاسفانه ادرسهای پیشینم در میهن بلاگ توسط شخص ناشناسی مصادره شده اند.به نظر من فضای بیان، نسبتا دلهره آور است. اما نسبت به سایر وبلاگ ها امکانات بیشتری در اختیار نویسنده و مخاطبانش قرار می دهد. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۱۲
xadije mohamadi

نظرات  (۷)

۳۰ آذر ۹۶ ، ۱۷:۲۵ خسرو و مهسا
. با درودی پاک و مهر افروز . شب جمشید و جامش . شب بوسه بخاکش . شب حافظ و سعدی . شب پارسی و مادی . شب پاک و منور . شب آرش و آتش . شب مهر سیاوش . شب پاک اهورا  . شب مژده ی یلدا . . شب تولد من !!!! . یلدایتان مبارک و پیروز باد .
. عزیز گرانقدر تا آنجا که مرغ اندیشه ام پرواز داشت و کمند قلمم واژه گان را صید می کرد !! کوشیدم غزلی بسازم که گویای تمامی ظلم و جور و ستم حاکمان و اربابان شب پرست باشد . . . بد هم نشد !!!!!!! ولی باز شما راضی نبودید و در بدر دنبال کاوه !!! .
یادتان باشد . . شب پر از موسیقی رنگین امید است . موفق باشید
۲۸ آذر ۹۶ ، ۲۰:۴۸ رویـــــROYAــا
سلام  یلداتون پیشاپیش مبارک  سوفیا  جان
پاسخ:
سلام و درود رویا خانوم عزیز. برای شما هم شبی رویایی و خاطره انگیز آرزومندم. سایه تان مستدام.
۲۷ آذر ۹۶ ، ۱۹:۳۱ خسرو و مهسا
. با درودی صمیمانه . این که در اینجا نمی شود کپی پیس گذاشت
. سخت است . سخت . من در اداره می نویسم آنگاه در مدت کمی
. که بعداز ظهرها وقت دارم . همه را کپی پیس کامنت می گذارم
. خب الآن باید این غزل را بنویسم . البته می بخشید بدین گونه رُک
. می نویسم . باید با شما رو راست باشم . غزل جدیدی که سروده ام
. وقتی تو می گویی وطن من یاد زندان می کنم
. درد تن و جانم دگر با اشک درمان می کنم
. وقتی تو می گویی وطن سنگسار را یاد آورم
. گریم چو ابر پاره ای چون یاد انسان می کنم
. وقتی تو می گویی وطن اشک قلم در دست من
. خونین قلم خون است و من یاد شهیدان می کنم
. وقتی تو می گویی وطن شلاق و ظلم است و ستم
. از صورت هر حق طلب صد پنجه پنهان می کنم
. وقتی تو می گویی وطن غارت شده هر هموطن
. یارانه را بهانه ای چون کار دزدان می کنم
. وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم
. یاد جوانان وطن در بند دیوان می کنم
. وقتی تو می گویی وطن یاد از عراق و سوریه
. در خون و خاک خفتگان ملیون جوانان می کنم
. وقتی تو می گویی وطن از ظلم و جور بی سبب
. یاد زنان بی گناه در روزگاران می کنم
. وقتی تو می گویی وطن من همچو آن شیر ژیان
. یاد قیام مردمان از بند تزویر می کنم
. . امید که مقبول افتد . . در ویرایش مختارید . موفق باشید
پاسخ:
سلام و درود خسرو گرامی. ممنونم از شعر بامفهوم تان. ظلم علنی تر از آن است که بشود با شعر و شاعری و سخنان در لفافه آن را رسوا نمود.کاش کاوه ای برخیزد.
۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۷:۴۲ خسرو و مهسا
. با بهترین درودهایم . خوشحالم که بار دیگر می توانم برایتان بنویسم
. نیازی نمی بینم  برای گفتن این مطلب که با افتخار لینک شده اید .
. اگر مطلبی باشد طولانی که جای دیگری نوشته شده باشد . آیا
. می شود اینجا کپی پیس کرد ؟ . ممنون از پاسخ شما .
پاسخ:
سلام خسرو گرامی. انتظار نداشتم دوستان با حضورشان اینطور شرمنده ام کنند. با اینکه هنوز برنامه ای برای وبلاگ نویسی ندارم. اما حضور دوستان مایه دلگرمی است. 
۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۲:۵۲ رویـــــROYAــا
شما را دگر بار لینک کردم  عزیزم
پاسخ:
به بنده افتخار می دهید.
۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۲:۵۱ رویـــــROYAــا
سلام باز گشت شما را خیر مقدم  میگویم سوفیا  جان
پاسخ:
از اینکه در این فضای مجازی دوستی همچون شما دارم، بی اندازه خوشحالم.
۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۰:۳۸ کوشا ساعی
به جمع کاربران بلاگ بیان خوش آمدید.
این یک نظر آزمایشی است.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی