sophia

"من سکوت خویش را گم کرده ام!"(شاملو)

sophia

"من سکوت خویش را گم کرده ام!"(شاملو)

بدون خودآگاهی واقعا باید گفت که جهان وجود نخواهد داشت، چه جهان فقط تا زمانی موجودیت می یابد که آن را روان خودآگاهانه منعکس کند یا خودآگاهانه توجیه نماید. خوداگاهی پیش شرط بودن است. (ک.ک.یونگ. ضمیر پنهان)

آخرین مطالب

مسئولیت اخلاقی

چهارشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۳۶ ب.ظ

به گمان برخی نظریه پردازان، پرسش قدیمی مربوط به اختیار و تقدیرگرایی و اینکه انسان تا چه اندازه بر بودن و نیز چگونه بودن خویش حاکم است، همچنان لاینحل باقی خواهد ماند. چنانچه خمیرمایه و نیز فرایند ایجادساز هویت انسانی از مدار اختیار انسان خارج است پس چگونه میتوان فردی را که عمل غیراخلاقی مرتکب می شود را سرزنش کرد؟! از سوی دیگر معیارها و ملاک های  تعیین کننده ی ارزش های اخلاقی از کجا آمده و چگونه میتوان از صحت و درستی آنها اطمینان حاصل کرد؟ اینها تنها نمونه های اندکی از هزاران پرسش های مطرح در زمینه ی مسئولیت های اخلاقی انسان هستند.

آنچه موجب اندیشیدن به این پرسش ها می شود، اندکی نیز به شرایطی که در آن قرار گرفته ایم باز می گردد. بر همگان روشن است که در سیستم امنیتی حاکمیت فوق، بسیاری از پایه ایی ترین مبانی حقوق بشری نقض می شود. از بدرفتاری ساده تا شکنجه تا دم زندانیان گزارش ها نوشته شده است. آنچه شنیده شده مطمئنا بخش اندکی از واقعیت سیستم سرکوب است. سوال اصلی این اس؛ در مورد این دسته ماموران چگونه بیندیشیم. ایا اینان افرادی خطرناک، فاقد وجدان و البته با انگیزه های سادیسمی هستند؟ یا قربانیانی همچون آیشمن(یکی از اعضای حزب نازی که آرنت در کتاب محاکمه ی آیشمن بدان پرداخته) که تنها در ازای شغل و حقوق ماهیانه، از دستورات مافوق خود اطاعت می کنند؟!
رویکردهای سرشت گرایی و محیط گرایی در روانشناسی نیز، با چنین چالش هایی در حیطه ی تعریف محدودیت ها و آزادی انسان درگیر هستند. در آلمان پس از هیلتری و پس از آشکار شدن جنایات هوکاست، میان روانکاوان و روانشناسان اجتماعی در یافتن چرایی آنچه رخ داده بود، مجادله های علمی فروانی درگرفت. آیا مردم آلمان خود مستعد برامدن چنین سیستم غیرانسانی و جنگ طلبی بودند؟ آیا میان مردم آلمان با سایر ملت ها  در نوع و میزان متابعت از یک دیکتاتورتفاوتهایی وجود داشت؟ به نظر شما نمی توان همین پرسش ها را در مورد مردم ایران نیز مطرح ساخت؟! آیا در ایجاد این نوع دیکتاتوری عناصر فرهنگی و هویتی خاصی مشارکت دارند؟ یا خیر، همانطور که استنلی میلگرام روانشناس اجتماعی خاطرنشان می کند، در هر جامعه ای ورای شخصیت و عوامل فرهنگی  به ضریب حدود 65 درصد میل به متابعت از اقتدار وجود دارد.
تصور نگارنده بر این است که پیش شرط وجود جامعه ی آزادی، وجود  شهروندان آگاه و مسئول است. پس هر جامعه ای بر عبور از روابط پلیسی و گذار به آزادی نیازمند بحث و نقد و نظر در مورد پرسش های فوق است.شما چگونه می اندیشید؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۲۰
Sophia

نظرات  (۱۳)

شاید انسان پیمایش پذیر نباشد و هر عملی از انسان انتظار میرود تعدادی از قوانین بشری بعنوان بازدارنده های همه جانبه عمل میکنند و تعداد کمی از قوانین هم بصورت تشویقی بعضی از خصائص انسانی اخلاقی را توسعه میدهد .قانون گزاران بیشتر به جنبه باز دارندگی قوانین توجه دارند و بیشترشان درک وفهم و سواد تدوین قوانین تشویقی را ندارند و یا جامعه از اینگونه قوانین تشویقی بی خبر و ناآگاهند پیشرفت جوامع امروزی بیشتر به تناسب اینگونه قوانین تشویقی و قوانین باز دارنده بستگی دارد اما در جامعه ایران با توجه به فرهنگ کشاورزی اصولا قوانین تشویقی هرگز شکل هم نخواهد یافت و امکان تدوین آن وجود نخواهد داشت قوانی اخلاقی هم که یک مورد غیر الزام آور است تابع همین شرایط است
پاسخ:
من دقیقا متوجه نمی شوم فرهنگ کشاورزی چیست؟ قانون بیانگر نوع نظم مورد درخواست است. هرچقدر ما اخلاقی تر باشیم، زیست مدرن نمیتواند تابعی از اخلاق نباشد، چرا که اخلاق ضامن امنیت نیز هست بنابراین قانون نیز هدفش برقراری چنین نظمی است.
با عرض معذرت مطالب شما را که خواندم  مجبور شدم دوری در مطالب گذشت خود بزنم یک مقاله دارم با عنوان (یک مقاله)که در تاریخ 84/3/24 نوشتم خیلی با نظرا شما هماهنگ است
تمام مشکلات و مسائلی که شما انرا بدقت بیان میکنید ریشه در فرهنگ کشاورزی و حتی ماقبل کشاورزی دارد . بنظر من لازم به کالبد شکافی فرهنگ جاری در کشور نیستیم واضح است که زمان اینگونه باورها و فرهنگ ها گذشته است . ایکاش نشانه ائی تصویری و یا تصوری از فرهنگ پست مدرنیزم داشتیم و نسبت به انتشار ان (بی انتقاد) اقدام میکردیم جامعه ما در حقیقت در راه گذار از فرهنگ کشاورزی بسمت مدرنیزم بود که در چاه ویل ج.ا افتاد لطف کن تا بشود ما مبشرین فرهنگ جاری در دنیا باشیم
سلام 
امید وارم روزگار بر وفق مراد باشد
واما چه کار سختیه انتخاب اشعار خصوصا که باید از نگاه ویرایشی آنرا دید

بهر حال بنده همیشه دعا گویتان هستم  انهم دعا برسم محزونی.

سپاس 
 
پاسخ:
سلام و درود برشما. 
فضای اینجا را منور کردید. خوشحالم که پیگیر کار هستید. کمی از وسواس و سختگیری در کار بکاهید. مطمئنم کار خوبی خواهد شد.
از دعاگویی سرکار بسیار سپاسگزارم. سلامت و شاد باشید.

۲۳ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۵۳ مرحوم آیدین
خرین کامنت مرحوم آیدین به رویا که پس از آن بحث و مشاجره سکته کردند و به دیار باقی شتافتند:
آیدین  23 اردیبهشت 93 21:15  سلام خواهر عزیز هر چند میدانم از من ناراحت هستید ولی چکار کنم که من هنوز هم شما را خیلی دوست میدارم چرا که میدانم دلتان پاک است و این حرفهایتان برای من هم از روی ناراحتی و عصبیت خواهر خوبم میباشد ولی چه میشه کرد خواهر است دیگه هزار تا شیرینی یکی دوتا هم تلخی . تحملش برام خوش آیند میباشد پرسیده بودید چرا کامنتهایم را اونجوری کردم آیا ترسیدم پاسخ: نه خواهر عزیز ما سر جنگ نداریم که بترسیم من کامنتها را نه به خاطر شما بلکه به خاطر اینکه دیگه نمیخواستم کامنتهای آقا محمد در وبم باشد اون جوری کردم و اگر دقت کرده باشید من به ایشان گفته ام که دیگه در وب من کامنت نگذارد وگرنه وب اندیشه خونه خود شما خواهر گلم میباشد  http://zollall.blogfa.com/  
پاسخ رویــــROYAــا : برو پی کارت ! بیخود ننه من غریبم در نیار  لیاقت تبریک را نداشتی  وگرنه اینهمه توهین امیز رفتار نمیکردی  از نظر تو فقط یه نفر تحسین داره بفرما تحسینش کن   
پاسخ:
منظور از درج این پیام چیست؟ من به خاطر اینکه ارتباط دوستانه ی دونفر به این سخنان تلخ منتهی شده، بسیار متاسفم. نمی دانم منظور از سکته چیست؟! یعنی کناره گیری از وبلاگ و خداحافظی با دنیای مجازی؟! در معنای دیگر آن تردید دارم چرا که بعید میدانم،به خاطر برهم خوردن یک ارتباط دوستانه، سکته ای رخ دهد.در هرحال این سوال برایم باقی است، که مشاجره ی این دو نفر به من چه ارتباطی پیدا می کند، و چرا من باید از آن اگاه شوم؟!
۲۷ دی ۹۶ ، ۱۱:۴۸ خسرو و مهسا
. درود . در آخرین سطر از نوشته ام  ( مطابق  ) را  / متابق /
. نوشته ام . می بخشید .
. در ضمن  . پست جدیدی دارم که خوانش آن حداقل تبسمی را
. میزبان آدمی . . منتظرتان هستیم .
۲۴ دی ۹۶ ، ۲۰:۰۶ خسرو و مهسا
. درود . حرفی از خود ندارم !! می خواهم نوشته های شما را تاکید گونه
. بنویسم !!  ( . . . . اما من در متن بیشتر از هر چیز تنها زمینه ای از
. پرسش هایی مطرح کرده ام که نظام حقوقی و نیز ساختار اجتماعی
. غرب بر توسعه آن ها بنا شده است  )) یک بار . نه . چندین بار این
. نوشته که باز گو کننده افکار شما هست را بخوانید !!! (( ساختار اجتماعی غرب بر توسعه آن ها بنا شده است )) هیچ فکر کرده اید که آن ها مدرن اندیشه می کنند ؟؟؟؟ . باورها و اعتقادات سنتی ما معضل اجتماعات کنونی است  . در هر زمان زیستن دو تفکر وجود دارد . تفکرات سنتی . تفکرات مدرن . . . مردمانی که از قبل می زیسته اند و با باورهای گذشته خود پای به عرصه میدانی دنیای امروزی نهاده اند و سعی دارند با تفکرات سنتی مسائل و موضوعات مختلف کنونی را حل و فصل کنند یا غافل از آنند که نوع زندگی امروزی بسیار متفاوت از قبل است . یا بیش از این نمی دانند . . متاسفانه بر جامعه امروزی ما نسلی کنترل و اجرای قواعد و قوانین را بر عهده دارند که با باورهای سنتی می اندیشند !! . اینان دارند قواعدی را تحمیل نسل مدرن می کنند که خود بر باورهای خود چندان ایمانی ندارند ( صد شکلک خنده باید بگذارم . . ) حال اگر باز هم از غرب می خواهید بنویسید . بنویسید !!!
. امیدوارم روزی را شاهد باشم که ایرانی متابق افکار شما زندگی کند . .
۲۴ دی ۹۶ ، ۱۸:۰۳ خسرو و مهسا
. درود . وقت می خواهد گفتن و یک بیک سخنان شما را پاسخ .
. برای استاد محزونی نوشته اید ((  . . . برای خروج از این وضعیت باید
. چاره ای اندیشید !!!!!!! )) کدام چاره . چرا تا این اندازه درگیر فلسفه
. هستید . آنچه می بینیم حقیقت است و به آنچه می بینیم باید
. خردمندانه اندیشید . اصولاً بر چه مبنا ایران کنونی را با کشورهای
. پیشرفته صنعتی غرب مقایسه می کنید ؟؟ رییس پلیس پاریس اگر
. یک سیلی به گونه زنی زد . . جریمه می شود و بعد هم راهی زتدان
. شاید هم از مقامش کنار بگذارند . اینجا یک لباس شخصی . یک
. بسیجی . یک سپاهی دودمان یک خانواده را به راحتی بباد میدهد
. بارها و بارها نوشته ام . در ایران . . آزادی . . فقط نام یک میدان
. است . شرایط ایران را فقط با قرون وسطی مقایسه کنید . . و نه
. با اروپای فعلی . . کاش این گفتگوها حضوری بود . تا . . ننویسید
. که . . . ما هم باید در همان مسیر . . . . امیدوارم رویاهایتان
. جامه حقیقت بپوشد . .
پاسخ:
قبل از هرچیز باید بگویم، متوجه موضع شخص شما نمی شوم؟! آلترناتیو شما چیست؟!
وظیفه ی ما این است که ویروس هایی را که هسته ای اصلی ذهن را الوده کرده اند، جستجو کنیم. جز تحلیل و نقد نظر راه دیگری نمی بینم. برای مثال؛ چنانچه متوجه شوید آب آشامیدنی که قصد نوشیدن آن را دارید به فضولات آلوده است؛ ایا در مورد کم و زیاد بودن ماده ی آلوده کننده سوال می کنید؟!در صورتی که گفته شود مقدار ماده ناچیز است، آیا به نوشیدن این آب رضایت می دهید؟! مطمئنا خیز. مثالی هم که شما مطرح کردید، از همین قسم است. برای مردم پاریس مردی که به صورت زنی سیلی می زند، همان انسان بی اخلاقی است که میتواند دودمان خانواده ای را هم بر باد دهد. برای همین این شخص را از جایگاه تصمیم برای اجتماع کنار می گذارند.
 اجتماع ما نیز به چنین افکار عمومی احتیاج دارد. مسئله ی کندی حرکت ما در مسیر توسعه لباس شخصی ها نیستند. باید از جانب فریبکارانی چون محمد خاتمی احساس خطر کرد. طی دو دهه ی گذشته این قبیل افراد، مطالبه ی جامعه ی مدنی را به سمت قهقرا هدایت کرده اند.
۲۳ دی ۹۶ ، ۱۴:۰۰ خسرو و مهسا
. درود . عزیز گرانقدر . شما پرسش هایی را مطرح می کنید که پاسخش
. در نوشته های خود شماست !! . یا بنده بی اطلاع از همه ی علم
. و دانش هستم !! . گویا یکبار برایتان نوشته ام . هر ملتی شایسته
. دولتی است که بر آن ها حکومت می کند . حتی در قرون وسطی !!
. خواهش می کنم برای درک نوشته های ذهن هذیان گوی من . به
. دیوان حکیم بانوی شعر ایران رجوع کنید . بخصوص آنجا که . . مست
. می گوید دزد و داروغه و قاضی در غارت مال مردم شریک اند !!!!
. بنده تصور می کنم شکایت شما از قاضی به دزد باشد !!!!!!
. یا بعلت عدم فهم مطالب شما به این نتیجه رسیده ام !!!
. زمانی که تصدیق می کنید 65% مردم مایل به اطاعت کور کورانه
. هستند . . دیگر چه شکوه ای ؟؟!! .
. می گویند زمان رفتن شاه . تمامی کشورها از او دعوت کرده و به
. استقبالش رفته اند !! . خب دولتمندان کنونی کجا خواهند رفت ؟؟
. یمن . سوریه و فلسطین !!!!!!!!! بنابراین 70 ملیون کافر خونشان
. مباح خواهد شد !!!!!!!!!!!!!!!!!! . شما اگر استاد دانشگاه هم
. هستید . . خواهش می کنم . ساده تر و قابل قبول تر بنویسید
. آرمانگرایانه و رویا پردازانه . . پاسخی منطقی نخواهد داشت .
. متشکرم . . حتی از این که پاسخی برایم نمی نویسید !!!!
پاسخ:
با سلام و درود
پیش از هر چیز از اینکه توجه می کنید از شما سپاسگزارم. میدانم که  سخن گفتن از این مسائل و این بحثها برای بسیاری جالب توجه نیست. اما من در متن بیشتر از هرچیز تنها زمینه ای از پرسش هایی را مطرح کرده ام که نظام حقوقی و نیز ساختار اجتماعی غرب بر توسعه ی آنها بنا شده است. این پرسش ها همیشه شایسته ی بازبینی و از نوع مطرح شدن هستند، چرا که ما با ماهیت پیچیده ای از انسان روبرو هستیم که به طور مدام در حال یادگیری است. مطمئنا انسان امروز نسبت به انسان صدسال گذشته از تجربیات بیشتری بهره می برد. بررسی رویدادهای تاریخی و نیز معاصر به ما این امکان را می دهد تا از تکرار تجربیات نادرست پرهیز کنیم.این یادداشت کوتاه از کتاب روانشناسی سیاسی نوشته ی دیوید پاتریک هاوتون الهام گرفته است که بزودی آماده ی چاپ خواهد شد. مطمئنا این  چند خط نوشته قادر نخواهد بود تمامی مسائل و مطالب را بررسی و به خوانندگان منتقل سازند. قصد من نیز تنها این است که همانطور که افکار عمومی غرب با پرسش از اخلاقیات، نظامهای اجتماعی اش را توسعه داد، ما نیز برای حرکت در این مسیر آماده شویم.
در مورد ساده نویسی نوشتید، محتوای مطالب اینگونه است. می بینید که متن به صورت گزارشی نگاشته شده و هیچگونه ردی از سبک نوشتاری در آن نیست.
بازهم از شما سپاسگزارم. 
۲۳ دی ۹۶ ، ۱۳:۵۷ محزونی نامقی
درودتان باد

شما درست می فرمائید این جریانها که اشاره کردید صحیح .
اما ، شرایط ومحیط ،اعتقادات ویک سری ارث های عقیدتی مردم را از آنچه باید نگاه اصلیشون باشه دور کرده . مسئله اینجاست که اگر مسئولیت اخلاقی در کار باشه روشنگرائی بدنبال آن خواهد بود ، بارها بدوستان گفته ام اگر کسی که پشت میز قرار دارد در هر رجوع ، خود را آنسوی میزش (بجای مراجعین) ببیند  تمام کارها با فرایند مثبتش پیش خواهد رفت ولی متاسفانه در جامعه ما مرد م قربانی اختلاف نظرات دولتمردانند وحضرات قبل از آنی که به معیشت وخواسته های بحق مردم فکر کنند بیشتر بفکر چرائی های خود هستند .انگار رسالتشون اینه که هرکه قدرت یافت فقط برای خود وخویش چاره اندیشی کندو بعد هم چنان به خورد آدم دهند که فقر ونابسامانی و... اینها تقدیراست وخداوند برای اینان پاداشی بزرگ خواهد داشت ..وعده براساس عقیده های افکار فرصت طلب ِنان بنرخ روز خور.
واینکه سپاس

پاسخ:
 با سلام و درود
 شما به مسئله ای اشاره می کنید که افکار عمومی به درستی از آن آگاه است اما در مقابل آن عکس العمل شایسته ای اتخاذ نمی کند. به نظر شما لازم نیست تا ساختار قدرت و همینطور نحوه ی گزینش افرادی که در آن به مقامات بالا دست می یابند عمیقا مورد پرسش قرار گیرد. در سخنان شما نیز این معنای ضمنی قابل استنباط است که این مقامات بالا نه تنها افراد شایسته ای نیستند بلکه از نظر وجدانی نیز خودمحور و خودبین هستند. من با این نظر شما موافقم. مجموع همه ی این عوامل، ملت را در یک بن بست تصمیم گیری قرار داده که هر راهی را منتهی به قهقرا مشاهده می کند. باید برای خروج از این وضعیت چاره ای اندیشید.

سایه تان پایدار.قدردان حضورتان هستم.
۲۰ دی ۹۶ ، ۲۰:۱۸ گرافیست ارشد
سپاس
امیدواریم به دردتون بخوره واقعا
۲۰ دی ۹۶ ، ۲۰:۰۷ گرافیست ارشد
بله ... کاملا درست می فرمایید ... امیدوارم همه به این موضوع توجه کافی داشته باشن ..
راستی دوست داشتید وبلاگ ما رو هم دنیال کنید استاد .
پاسخ:
از توجه شما بسیار سپاسگزارم. بله حتما. از مطالب شما در زمینه ی طراحی(هرچند بسیار آماتورم و بیشتر علاقه ی و کنجکاوی شخصی است) بهره می برم.
۲۰ دی ۹۶ ، ۱۹:۴۷ گرافیست ارشد
واقعا همه ی ما انسان ها در مقابل ، خود ، و دیگران مسیولیم ...
پاسخ:
اگر این مسئولیت تا این اندازه بدیهی است، چرا در زبان فارسی ضرب المثلی داریم که می گوید "مامور است و معذور؟!" پس از ان، مسئولیت قائل بودن برای انسان، از نگرش مثبت نسبت به انسان حاصل می شود. برای قرنها روابط مراقبتی و تنبیهی شدید برای انسان ها چه توضیحی میتوان داد؟! ممکن است این مسئولیت قائل شدن برای انسان، نگرشی امروزی باشد؟!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی