sophia

"من سکوت خویش را گم کرده ام!"(شاملو)

sophia

"من سکوت خویش را گم کرده ام!"(شاملو)

بدون خودآگاهی واقعا باید گفت که جهان وجود نخواهد داشت، چه جهان فقط تا زمانی موجودیت می یابد که آن را روان خودآگاهانه منعکس کند یا خودآگاهانه توجیه نماید. خوداگاهی پیش شرط بودن است. (ک.ک.یونگ. ضمیر پنهان)

آخرین مطالب

فساد سیاسی

چهارشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۲۲ ب.ظ

اصطلاحا می گویند "قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق، مطلقا فساد آور است" این اصطلاح رایج می تواند یادآور قانون دوم نیوتن باشد که معتقد است در غیاب یک نیروی مخالف، اجسام تمایل دارند وضعیت خود را حفظ کرد و به حرکت یا سکون خود ادامه دهند. قدرت در جامعه ی انسانی نیز به همین نحو از اینرسی بهره می گیرد با این تفاوت که فساد و تباهی حاصل از این اینرسی آنچنان زینبار است که نه تنها وجوه زندگی بشری که محیط زیست را هم در بر می گیرد، حاکمیت کنونی بر این کشور یک نمونه آشکار از چنین قدرت تباه کننده ای است.این قدرت مطلق بدون هیچ ترمز یا عامل کنترل یا نگهدارنده ای، از میل خود تا پرتگاه مرگ آور پیروی می کند.

 مخالفان بکارگیری و قیاس گیری از اصول و قوانین علم فیزیک در تحلیل مسائل علوم انسانی بسیارند و این نوع تحلیل را یک اشتباهات رایج تلقی می کنند.مطابق این بحث در جامعه ی انسانی قدرت صرفا مترداف با نیرو نیست. قدرت اشکال گوناگونی به خود می گیرد و ممکن است که یک نوع از قدرت با نوعی دیگری به توازن درآید. عنصر خودگاهی در بافت جامعه ی انسانی، قادر است معادلات را به نحوی تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال فردی یا افرادی،یا گروهی ، نخواهند بازیچه ی میل صاجبان قدرت قرار بگیرند. یا شق دیگر اینکه، گروهی برای بدست گرفتن این قدرت و بهره مندی از مزایای آن، به رقابت برخیزند.دقیقا این همان چیزی که ضرورت انقلاب یا اصلاحات را در یک جامعه ی استبدادزده را از یگدیگر متمایز می کند. طرفداران نظریه ی اصلاحات گام به گام، در نهایت به این استدلال متوسل می شوند که تغییرات ناگهانی، خطرناک و از بین برنده ی تعادل در جامعه است. این روش را از قوانین ترمودینامیکی وام گرفته و آن را به مسائل انسانی تعمیم می دهند. و سوال کمتر مطرح شده این است که تعادل مورد نظر شما چیست که نگران برهم خوردن آن هستید؟! آشکار است که قدرت استبدادی ناپاسخگو و تعیین کننده ی اصلی قدرت های ضعیف تر در جامعه است، پس تعادل مورد نظر آنها نه از جهت حذف قدرت مطلق؛ که جلب نظر قدرت مطلق است برای برتری یافتن بر نیروهای رقیب...پس در سایه ی قدرت مطلق ناپاسخگو؛ تعادل مورد نظر خود را تنها در لایه های سوم و چهارم قدرت دنبال می کنند. بنابراین جای تعجبی ندارد که پس از آغاز دو دهه شعارهای اصلاح طلبانه، همچنان شاهد حضور افراد بی صلاحیت و ناکارمد در مناصب حساس و کلیدی هستیم که از نتایج سو عملکردشان، جامعه هر روز با یک بحران روبرو می شود.

انقلابی که نتواند جایگاه قدرت ناپاسخگو را حذف کرده و خود به جای آن بنشنید، روند تباهی جامعه را تکرار کرده است و اصلاحاتی که به دنبال امتیاز گرفتن و خدمت به چنین قدرتی است، خیانکار است.
عبور از این چرخه؛ نیازمند دانش و آگاهی و عبرت گرفتن از تجربیات پشین است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۰
Sophia

نظرات  (۱)

از نظر من عدم تمایل جامعه به تفکر .... بخصوص ریشه مسایل خوب و بد و پیروی از احساسات آنی و غیر هدفمند ،عامل اصلی عقب افتادن جوامع است ...و متاسفانه بخش عمده ای از اقشارجامعه ما اینچنین اند ....
در ارتباط بااحتمال رویارویی خشونت بار نظامیان حکومت با مردم ... شکست نظام بسیار حتمی ست ...از آنجا که بخش عمده ای از مردم در عملیات جنگی ایران و عراق یا شرکت داشته اند و با فنون استفاده از سلاح های جنگی یا خنثی کردن آن آگاهند و نسل جوانتر هم از طریق تماشای مستندهای نمایش داده شده در سیمای میلی و شنیده ها چندان ناآگاه نیستتد 
یکی از جامعه شناسان بنام که اسمش یادم نیست معتقد است که تمام جنگها در طول تاریخ به علت برآورد توان جنگی یکی از طرفها از طرف مقابل رخ داده است ...... دراین رابطه فرماندهان نظامی نظام بخوبی از قلت نیرویشان در مقابل قدرت نیروی مردم آگاهند و به همین علت از روند اعتراضات به در گیری فیزیکی پرهیز میکنند ولی متاسفانه هنوز مردم از قدرت وسیع خود یا نامطلعند یا بی اعتقاد ....
ولی بحث این است که این قدرت خرووشان مردم با خردمندی رهبری شود نه احساسات به جوش آمده و بی هدف ....
ما مردم خیلی خیلی کم اهل تفکر هستیم .... و ارتباطات مسایل با یکدیگر وتحلیل آنها کمتر میاندیشیم 
پاسخ:
سپاس از شما.
من تصور می کنم که مردم ما گرفتار یک ترس عمیق فلج کننده شده اند. برای مثال همان روزهای اول انقلاب و تصفیه های خونین و بی دلیل، نشان داد که در این انقلاب جایی برای مدارا نیست. بعدش هم جنگ و تقدیس خونریزی بود. به طور کل در مدیریت این چهل ساله، هم از جهت عملی و نظری و تبلیغاتی تلاش زیادی کرده اند که نشان بدهند آمادگی اعمال هر نوع خشونتی را دارند. شجاعت امروز مردم، از این جهت است که همراهی جمعیت بیشتری از جامعه را با خود می بییند. وگرنه در سالهای قبلتر، حتی جرئت به زبان آوردن حرف دلشان را هم نداشتند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی